شلیک برای کشتن در تهران: شواهدی از به‌کارگیری نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای در سرکوب اعتراضات

 مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران، تورنتو- کانادا: پس از سرکوب خونین خیزش سراسری ماه ژانویه در ایران، گزارش‌ها و اسناد متعدد از تهران حاکی از آن است که هزاران معترض و شهروند غیرمسلح با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی حکومتی و نیروهای نیابتی کشته شده‌اند.

در این میان، مجموعه‌ای از شهادت‌های هشت شاهد عینی و اعضای خانواده قربانیان که توسط مرکز بین‌المللی حقوق بشر (ICHR) گردآوری شده، تصویری نگران‌کننده‌تر ارائه می‌کند: الگوی شلیک‌های کاملاً هدف‌مند به سر و نقاط حیاتی، رفتار حرفه‌ای تیراندازان، و مواردی که در آن فرمانده ایرانی با لهجه ایرانی، در حین تیراندازی، با نیروهای خود به زبان انگلیسی صحبت می‌کند. این یافته‌ها، در کنار الگوهای ثبت‌شده از انتقال و پنهان‌کاری اجساد، به‌طور جدی این احتمال را تقویت می‌کند که در کنار نیروهای رسمی و نیابتی حکومت ایران، نوعی از نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای، مشابه ساختارهایی که در برخی کشورها به‌کار گرفته شده‌اند، در سرکوب اعتراضات تهران مشارکت داشته‌اند.

متدولوژی تحقیق

این تحقیق توسط «مرکز بین‌المللی حقوق بشر (ICHR)» به منظور مستندسازی وقایع سرکوب خونین اعتراضات اخیر در ایران، با تمرکز ویژه بر الگوهای استفاده از نیروهای مسلح غیرمتعارف و احتمالیِ نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای مشابه ساختارهایی که در برخی کشورها به‌کار گرفته شده‌اند، انجام شده است. هدف اصلی تحقیق، شناسایی و تحلیل الگوهای استفاده از نیروهایی فراتر از نیروهای رسمی و شناخته‌شده حکومتی و نیروهای نیابتی، در سرکوب معترضان در شهر تهران است.

منابع داده و نمونه‌گیری

• در این تحقیق، گزارش های دریافتی را کنار گذاشته و فقط با هشت شاهد عینی و بستگان قربانیان که مستقیماً در وقایع تهران حضور داشته‌اند یا از نزدیک درگیر پیامدهای آن بوده‌اند، مصاحبه انجام شده است.

• مصاحبه‌ها به شکل ترکیبیِ صوتی، نوشتاری و مکالمات آنلاین (بر بسترهای امن) انجام شده و هویت واقعی همه شاهدان برای تیم تحقیق شناخته شده، اما در این گزارش برای حفاظت از امنیت آنان از نام‌های مستعار و توصیفات غیرقابل‌شناسایی استفاده می‌شود.

• انتخاب شاهدان به‌صورت هدفمند (purposeful sampling) و بر اساس معیارهای زیر صورت گرفته است:

• حضور مستقیم در صحنه‌های تیراندازی و سرکوب در تهران.

• داشتن اطلاعات جزئی درباره نوع رفتار نیروهای مسلح، زبان مکالمه، و الگوی فرماندهی.

• دسترسی به خانواده‌های قربانیانی که در نتیجه تیراندازی مستقیم کشته شده‌اند.

روش جمع‌آوری اطلاعات

• مصاحبه‌ها نیمه‌ساختاریافته بوده و بر سه محور اصلی تمرکز داشت:

1. توصیف دقیق زمان، مکان و شرایط وقایع (از جمله خیابان‌ها، میادین، بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی).

2. توصیف جزئیات ظاهری، رفتاری و زبانی نیروهای مسلح، به‌ویژه مواردی که لیدر یا فرمانده با افراد خود به زبان انگلیسی صحبت می‌کرد.

3. روایت فرایند پس از کشتار، از جمله انتقال اجساد به بیمارستان‌ها، پزشکی قانونی کهریزک، و نحوه تحویل اجساد به خانواده‌ها.

• تمامی مصاحبه‌ها ضبط، پیاده‌سازی و سپس در یک فرایند دو مرحله‌ای بازخوانی و راستی‌آزمایی داخلی، تصحیح و کدگذاری شده‌اند.

تحلیل محتوا و راستی‌آزمایی

• متن کامل مصاحبه‌ها، شامل روایت‌های طولانی از وقایع تهران، بر اساس روش «تحلیل محتوای کیفی» کدگذاری شده است. کدها حول محورهای زیر شکل گرفته‌اند:

• نوع و شدت خشونت (تیراندازی به سر، شلیک تک‌تیرانداز، استفاده از سلاح‌های جنگی).

• الگوهای رفتاری نیروهای مسلح (تعقیب در کوچه‌ها، شکار هدفمند، استفاده از موتورسیکلت‌های خاص، استفاده از ماسک و نقاب).

• شواهد مرتبط با زبان و فرماندهی (استفاده از انگلیسی توسط لیدر ایرانی با لهجه ایرانی در تعامل با نیروهایش).

• الگوهای مربوط به انتقال، نگهداری و ثبت اجساد (صف طولانی آمبولانس‌ها، کدگذاری اجساد، تراکم بالای جسد در پزشکی قانونی کهریزک و بیمارستان‌ها).

• تطبیق و راستی‌آزمایی در سه سطح انجام شده است:

• مقایسه متقابل روایت شاهدان با یکدیگر برای شناسایی نقاط اشتراک و تناقض.

• مقایسه توصیف‌ها با الگوهای شناخته‌شده در سرکوب‌های قبلی (۸۸، ۹۸، ۱۴۰۱) و با اطلاعات موجود درباره الگوی عملیات نیروهای نیابتی و واحدهای شبه‌نظامی در منطقه.

• ارزیابی سازگاری درونی روایت‌ها (تداوم زمانی، جزئیات محیطی، توصیف‌های تکرارشونده از نوع شلیک و ناحیه اصابت).

استفاده از شواهد تصویری و محدودیت‌ها

• براساس اظهارات شاهدان، در زمان وقوع حوادث، ویدئوها و تصاویر متعددی از صحنه‌ها ثبت شده است، اما در بسیاری از موارد، به علت خطر تفتیش تلفن‌ها، قطع اینترنت، و اجبار معترضان به پاک‌کردن محتوا، این ویدئوها بعداً حذف شده یا در دسترس نیستند.

• در این مرحله، هیچ ویدئو یا عکس مستقلی که با قطعیت نیروهایی با فرمانده انگلیسی‌زبان را در صحنه تیراندازی نشان دهد، در اختیار تیم تحقیق قرار نگرفته است، و بنابراین تحلیل تصویری مستقیم محدود است.

• با این حال، توصیف‌های شاهدان از صحنه‌ها، نوع سلاح‌ها، فاصله شلیک، و دقت هدف‌گیری، با گزارش‌های عمومی دیگر درباره استفاده از تیراندازان بسیار ماهر در تهران هم‌سو است و به‌عنوان شواهد تکمیلی در تحلیل در نظر گرفته شده است.

استانداردهای اخلاقی و حفاظت از شهود

• هویت شاهدان برای ICHR شناخته شده و بررسی پایه‌ای اعتبار اطلاعات هویتی انجام شده است، اما برای حفاظت از امنیت آنان، هرگونه جزئیاتی که به شناسایی مستقیم منجر شود، در این گزارش حذف یا مبهم‌سازی شده است.

• همه شاهدان پیش از مصاحبه، از اهداف تحقیق، مخاطبان احتمالی گزارش (سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی، نهادهای سازمان ملل، رسانه‌ها و وکلای آتی) و خطرات احتمالی آگاه شده و رضایت آگاهانه خود را اعلام کرده‌اند.

• تمام داده‌ها در محیط‌های دیجیتال امن و با حداقل دسترسی داخلی ذخیره شده و از اشتراک‌گذاری هرگونه داده خام قابل‌شناسایی با اشخاص ثالث خودداری می‌شود.

سطح اطمینان و محدودیت‌ها

• به دلیل عدم دسترسی به اسناد رسمی، تصاویر تاییدشده مستقل و داده‌های پزشکی-قانونی رسمی، بسیاری از یافته‌ها مبتنی بر شهادت شهود و تحلیل الگوهای تکرارشونده در روایت‌ها است.

• این گزارش ادعا نمی‌کند که تصویر کاملی از همه وقایع تهران ارائه می‌دهد، بلکه بر یک نمونه محدود و مستند از شهادت‌ها تکیه دارد که به‌طور جدی به الگوی استفاده از نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای مشابه ساختارهایی که در برخی کشورها دیده شده، اشاره می‌کنند.

• یافته‌ها با زبان محتاط و در چارچوب استانداردهای مستندسازی حقوق بشری ارائه شده‌اند و هرگونه نتیجه‌گیری درباره ماهیت دقیق این نیروها، تابع تحقیقات تکمیلی و دسترسی به شواهد مستقل بیشتر (از جمله شواهد تصویری و مدارک رسمی) است.

 

گزارش تحلیلی حقوق بشری

۱. زمینه و الگوی سرکوب

شهادت‌های گردآوری‌شده توسط ICHR از هشت شاهد عینی و خانواده قربانیان، تصویری از سرکوب گسترده، سیستماتیک و خشن در تهران ارائه می‌کند که در آن از سلاح‌های جنگی، شلیک‌های دقیق به سر و بخش‌های حیاتی بدن، و الگوهای «شکار هدفمند» معترضان استفاده شده است. روایت‌ها نشان می‌دهد که حجم کشته‌ها و نحوه برخورد با اجساد، فراتر از ظرفیت و الگوی معمول نیروهای انتظامی و بسیج، و یادآور به‌کارگیری نیروهای آموزش‌دیده و منظم برای کشتار سریع و بی‌رحمانه است.

۲. شهادت‌ها درباره نوع تیراندازی و مهارت نیروها

شاهدان متعدد گزارش کرده‌اند که در نقاط مختلف تهران، به‌ویژه در حوالی خیابان پیروزی، چهارراه سرسبز، ستارخان و نازی‌آباد، تیراندازی‌ها عمدتاً با سلاح‌هایی مانند کلاشینکف و با دقت بسیار بالا انجام شده است، به‌گونه‌ای که بسیاری از کشته‌شدگان با یک یا دو گلوله، عمدتاً به سر، شقیقه، گلو یا قلب، هدف قرار گرفته‌اند. توصیف‌ها تأکید می‌کند که این الگوی شلیک، از نظر دقت و تکرارِ «هدشات» و اصابت به نقاط حیاتی، با سطح مهارت معمول نیروهای بسیج و نیروهای شبه‌نظامی داخلی که در اعتراضات پیشین شناخته شده‌اند، همخوان نیست و بیشتر با عملکرد تیراندازان حرفه‌ای و یگان‌های کماندویی آموزش‌دیده تناسب دارد.

۳. شواهد مربوط به زبان و فرماندهی نیروها

در بخشی از شهادت‌ها، به‌ویژه در روایت مرتبط با منطقه نازی‌آباد تهران، به حضور گروه‌هایی از نیروهای مسلح اشاره شده است که در جریان تیراندازی، دستورها و فرمان‌های کلیدی میان فرمانده و نیروها به زبان انگلیسی رد و بدل شده است. طبق این روایت، در یک مورد مشخص، فردی که در حال فیلم‌برداری از بالا بوده، با شلیک فرد مسلحی مواجه می‌شود که در جریان تیراندازی چندین بار با عبارت‌هایی مانند «Mister stop» و سپس«Go, go» به زبان انگلیسی فرمان می‌داده است، در حالی که این فرد به‌گفته شاهدان، از نظر لهجه و ظاهر، ایرانی بوده و با نیروهای مسلح اطرافش به انگلیسی صحبت می‌کرده است.

شاهدانی که خود تسلط کافی به زبان انگلیسی دارند، تأکید می‌کنند که زبان مورد استفاده، انگلیسی قابل‌فهم و روشن بوده و نه صرفاً کلمات نامفهوم یا حدس‌زده. این امر، همراه با این واقعیت که مخاطبان این فرمان‌ها ظاهراً افرادی بوده‌اند که فارسی یا عربی را به‌طور روان به کار نمی‌برده‌اند، فرضیه حضور نیروهایی غیر از نیروهای نیابتی عرب‌زبان (مانند حشدالشعبی) را تقویت می‌کند.

۴. تمایز با الگوی نیروهای نیابتی متعارف

در منطقه، حضور نیروهای نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران، نظیر حشدالشعبی، گروه‌های شبه‌نظامی لبنانی و دیگر بازیگران، عمدتاً با الگوی تسلط بر زبان عربی، ترکیب زبانی عربی-فارسی، و گاه استفاده محدود از انگلیسی شناخته می‌شود. در شهادت‌های بررسی‌شده، تأکید می‌شود که در تهران، در موارد مورد بحث، فرمانده ایرانی‌تبار به زبان انگلیسی با نیروهای خود صحبت می‌کرده و شواهدی مبنی بر استفاده از عربی در تعاملات عملیاتی در صحنه تیراندازی گزارش نشده است، که این امر با فرض حضور یک واحد عرب‌زبان نیابتی (به‌صورت مستقیم) کمتر سازگار است.

همچنین ویژگی‌هایی مانند هیکل درشت، تاتوهای مشخص، استفاده از نقاب و ماسک، لباس‌های غیررسمی ولی استاندارد، و توانایی بالای تیراندازی دقیق در شرایط دود، شلوغی و تاریکی، با الگویی هم‌خوان است که در برخی کشورها برای نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای یا واحدهای مزدور دیده می‌شود؛ واحدهایی که با قرارداد، برای مأموریت‌های سرکوب یا عملیات ویژه به کار گرفته می‌شوند. این تطابقِ الگویی، به‌خودی‌خود اثبات قطعی ماهیت این نیروها نیست، اما زمینه تحلیلی قدرتمندی را برای طرح فرضیه به‌کارگیری نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای، مشابه ساختارهایی که در برخی کشورها (مانند شرکت‌های نظامی خصوصی روسی و دیگر نمونه‌ها) مشاهده شده فراهم می‌کند.

۵. الگوهای کشتار، انتقال و پنهان‌کاری

شهادت‌ها همچنین توصیف بسیار دقیقی از مراحل پس از کشتار ارائه می‌دهند:

• تراکم بسیار بالای اجساد در بیمارستان‌های الغدیر، انصاری و امام حسین و سپس پزشکی قانونی کهریزک، تا حدی که ده‌ها و سپس صدها جسد بدون بخیه و روی پتوهای آغشته به خون در حیاط‌ها و محوطه‌های باز رها شده بودند.

• گزارش حضور ده‌ها تا صدها آمبولانس و ون‌های بدون پلاک دولتی، و همچنین کانتینرهای بزرگ سفید که اجساد را به پزشکی قانونی و سپس به گورستان‌ها منتقل می‌کردند.

• روایت متصدیان و کارکنان کهریزک که از تحویل «بیش از ده هزار جسد» در بازه حدوداً ۱۷ ساعته (از پنجشنبه شب تا عصر جمعه) سخن گفته‌اند، که در کنار صف چند کیلومتری آمبولانس‌ها و حجم اجساد در سوله‌ها، بر ابعاد کمّی بسیار بالای کشتار در تهران دلالت دارد.

این الگوی کشتار سریع، استفاده از کدگذاری عددی گسترده روی اجساد، و تلاش برای کنترل فرایند تحویل جسد به خانواده‌ها (از جمله گزارش‌هایی درباره انتقال مخفیانه برخی اجساد به شهرستان‌ها و دفن بدون اطلاع کامل خانواده‌ها)، با هدف ایجاد ترس عمومی، کاهش شفافیت و جلوگیری از مستندسازی دقیق تعداد قربانیان و نحوه کشته شدن آنان قابل تفسیر است.

۶. تحلیل و نتیجه‌گیری

با تکیه بر متدولوژی توصیف‌شده و بر اساس شهادت هشت شاهد عینی و بستگان قربانیان در تهران، این تحقیق به چند نتیجه کلیدی می‌رسد:

1. الگوی استفاده از تیراندازان بسیار ماهر و شلیک هدفمند به سر و نقاط حیاتی، همراه با تعقیب سیستماتیک معترضان در کوچه‌ها و فضاهای مسکونی، به‌گونه‌ای که با مهارت معمول نیروهای بسیج و واحدهای سرکوب داخلیِ شناخته‌شده هم‌خوانی ندارد و به سطح آموزش و مهارت نیروهای ویژه یا نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای نزدیک است.

2. وجود شهادت‌های هم‌سو درباره استفاده از زبان انگلیسی در فرماندهی نیروهای مسلح در تهران، به‌ویژه در موردی که یک فرمانده با لهجه ایرانی، در حین تیراندازی، دستورهایی مانند «Mister stop» و«Go, go» را به نیروهای خود می‌دهد، در حالی که شاهدان تأکید می‌کنند این فرمان‌ها به‌وضوح انگلیسی بوده و مخاطبان آن ظاهراً فارسی‌زبان نبوده‌اند. این شاخص زبانی، با الگوی نیروهای نیابتی عرب‌زبان متعارف تفاوت دارد و احتمال به‌کارگیری نیروهایی غیر از نیروهای نیابتی منطقه‌ای را تقویت می‌کند.

3. تطابق نسبی رفتار، ظاهر و مهارت این نیروها با الگوهای شناخته‌شده از نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای در برخی کشورها؛ از جمله استفاده از نقاب، ظاهر غیررسمی اما یکدست، تاتوهای برجسته، توان شلیک دقیق در شرایط آشوب، و فاصله‌گذاری از بدنه نیروهای عادی بسیج و پلیس. این تطبیق الگویی، در کنار شواهد زبانی و عملیاتی، موجب می‌شود که احتمال به‌کارگیری نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای مشابه ساختارهایی که در برخی کشورها (از جمله برخی ارتش‌های خصوصی روسی و نمونه‌های مشابه) دیده شده، به‌طور جدی مطرح شود، هرچند در این مرحله، به دلیل نبود شواهد تصویری مستقل و اسناد رسمی، نمی‌توان درباره هویت دقیق یا ملیت این نیروها به‌طور قطعی اظهارنظر کرد.

4. شدت، گستره و شیوه سازمان‌دهی کشتار و مدیریت اجساد، از جمله تراکم بسیار بالای اجساد در کهریزک، کدگذاری عددی انبوه، استفاده از کانتینرها، و تلاش برای کنترل تحویل اجساد، حاکی از یک عملیات گسترده و برنامه‌ریزی‌شده است که با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه، به‌ویژه در حوزه کشتار فراقضایی، ناپدیدسازی قهری و رفتار غیرانسانی با خانواده‌ها، در تعارض جدی قرار دارد.

با در نظر گرفتن تمام این عناصر، ICHR نتیجه‌ می‌گیرد که بر اساس شواهد موجود و در چارچوب استانداردهای محتاطانه مستندسازی حقوق بشری، احتمال به‌کارگیری نیروهای امنیتی خصوصی/اجاره‌ای، مشابه ساختارهایی که در برخی کشورها برای سرکوب اعتراضات یا انجام عملیات ویژه به کار می‌روند، در کنار نیروهای رسمی و نیابتی جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات تهران، جدی و قابل اعتنا است. این نتیجه‌گیری قطعی نیست، بلکه برآمده از تلفیق شهادت شهود، تحلیل الگوهای رفتاری، و تمایز با الگوی متعارف نیروهای نیابتی شناخته‌شده است و نیازمند تحقیقات تکمیلی، دسترسی به شواهد تصویری مستقل و بررسی اسناد رسمی در آینده خواهد بود.

 

برای هرگونه پرسش با ایمیل مرکز تماس بگیرید. info@HumanRightsIntl.com